تبليغاتX
[Tolerance -::- تساهل]

 استانبول نامه 9

یکشنبه 17 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

وقتی قرار باشد از هر فرصتی برای معرفی زیبایی های کی شهر استفاده کرد ، هر پتانسيلي مي تواند فرصت باشد...از اينرو وقتي شهري دورگه باشد و نيمي ازآن در آسيا و نيمي ديگر در اروپا قرار گرفته باشد ، چرا نبايد اين به عاملي براي معرفي زواياي ديگر اين شهر حذف شود؟!

از اين روست كه تور دریایی ۹۰ دقیقه ای تنگه بوسفر۱ توریست ها را از ایستگاه بایزید به تنگه بوسفر می برد و باز می گرداند...تور جذابي که در حقیقت نمایش جاذبه های دریایی استانبول است..بخش آسیایی استانبول برخلاف بخش اروپایی آن که کاملا تجاری است ، یک بخش مسکونی است و ویلاهای بسیار زیبایی کنار دریا دارد.


استانبول ، ساحل آسيايي درياي مرمره؛ عكس از ويكي پديا

ویلاهایی که اکثرا در اختیار هتل ها هستند و بی شک شب های خاطره انگیزی برای مسافران رقم می زند...

كمي بعد ، وقتی از زیر پل واصل اروپا به آسیا عبور کمی کردیم ناخودآگاه یاد پل شهید کلانتری خودمان افتادم که آذربایجان شرقی را به غربی وصل می کرد.

نتوانستم تعبیر یکی از مدیران محلی استان ، در خصوص شاهکار بودن آن سازه بتونی! را در ذهنم حلاجي و ترجمه كنم ، وقتی پل هايی را روي درياي مرمره می دیدم که طول هر کدام از پایه هایش دستکم ۸۰ متر بود که مسافتی معادل ۱۰کیلومتر را به هم وصل می کرد و به گمان من ادعایی هم در این بعد و به این حجم نشده است...پل هايي كه زمان ساختشان به بيش از ۵۰ سال مي رسند.


نيمي از پل تنگه بوسفر
(به دليل بسيار بزرگ بودن پل امكان پوشش توسط لنز دوربين وجود ندارد!)

طراحي اين پلها به گونه اي است كه امكان ، تردد كشتي هاي عظيم مسافربري را دارد..از اين رو در برخي از ايستگاههاي كشتي در هر دو سوي استانبول مشخص شده است كه بايد چه نوعي از كشتي تردد كند.

به عنوان مثال در محل پل "بايزيد" امكان تردد كشتي هاي ياد شده نيست و تنها كشيتهاي تورسيتي امكان ترددر  دارند.

یکی دیگر از جاذبه های فرهنگي استانبول حضور فروشندگاني از ریشه و تبار غیرترک هستند..از تاتار و عرب گرفته تا تاجیک و آفریقایی..چیزی که بسیار جالب توجه است.

اینجا اکثر ایرانی ها یا در کار راهنمایی تورند یا در کار شرکت های بازرگانی و انتقال کالا...کمتر ایرانی ای دیده می شود که فروشنده باشد و اکثر کارهای واسطه ای انجام می دهند..

آفریقایی ها اینجا ، ادکلن می فروشند با ساعت و بساطشان معمولا پارچه ای است در یکی دو متر مربع که پهن کرده اند..ادکلن های با مارک معتبر در اینجا به قیمت نازل تر ارایه می شوند..ادکلن هایی که به نظر من ، تقبلی اند!

به عنوان مثال یکی از فروشندگان زن تاتاری بود که در یکی از مراکز معتبر استانبول فروشنده لباس بود..چنین به نظر می آید که اکثر کسانی که اینجا به نانی و نوایی رسیده اند از بازماندگان استبداد سرخ اند..آنجا که خرس مامن داشت ، جمهوری های متنوع را در کام شوونیسم روسی کشید و در درون خود هضمشان کرد.

آسیبی که روشنفکران جمهوری های استقلال یافته  ، همواره از شونیسم روسی به عنوان یکی از هولناک ترین دشمنان فرهنگی کشورشان یاد می کنند که حتی مرزهای اقتصاد را نیز در هم نوردید و ساختارها را از هم پاشاند و فرهنگی روسی را بر کردار و گفتارشان حاکم کرد.

خرسی که استبداد را به عاملی برای رسیدن به یک جامعه ایده آل قرار داده بود و آنچه در این میان آزاردهنده است این طنز تلخ تاریخ است که از آن هیمنه سترگ ، چیزی جز فقر بر مردمانش باقی نمانده و چه عبرت آموز است ، زوال یک امپراتوری پرطمطراق ، فالعبرتوا یا اوالابصار!

با همه این ها ، استانبول برای رسیدن به توسعه ای پایدار ، از همه ظرفیت ها استفاده می کند ...چه رومی باشد و چه زنگی!

--------------
پي نوشت:

1)Bosfor boghaz

مرتبط:

استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 ،استانبول نامه 5 ، استانبول نامه 6، استانبول نامه 7 ، استانبول نامه 8

گشت نوشت

  Link |


 پراکنده 14

جمعه 15 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

۱) امروز یادم افتاد که زمانی پراکنده نویسی می کردم!

۲) "ایکی قاپیلار" بازارتبريز طعمه حريق شد...بازار ۸۰۰ ساله سرپوشيده تبريز كه قرار بود سال آتي در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شود ، خاكستر شده است...گفته مي شود ، آتش نشانان ساعت ها با شعله هاي اتش جنگيده اند و پس از شش ساعت آتش نشاني مداوم موفق شده اند تا ۷۰ درصد آتش را خاموش كنند.

عكس هايي را كه ديدم (ايرنا)، قلبم را آزرد..با آنكه مي دانم اين ماجرا هم در هياهوها فراموش خواهد شد ، اما اميدوارم دستكم يك پيگيري ساده و نمايشي براي اين فاجعه شكل گيرد.

۳ ) خبرگزاري فارس ، ساعتي پيش اعلام كرد:با رسيدن نرخ بيكاري در ايالات متحده آمريكا به بيش از 10 درصد بحران بيكاري در اين كشور اوج گرفت(+)..اين را گفتم تا گفته باشم!

۴) يادداشت‌هاي سفر به استانبول كه تحت نام "استانبول نامه" نوشته مي شوند ، عزيزان من، تنها يك مشت به قول بعضي ها ، اراجيف است و برداشت. نه همه واقعيت هاي زندگي در استانبول..مطمئن باشيد ، من تاييد نكرده و نمي كنم فساد موجود در غرب را كه تا خرخره آدمي را در منجلاب فروبرده است و چه و چه ، آدمي را به سعادت رسانده است.

خداوند به روح احمد فرديد ، رحمت نمايد كه آن ادبيات را از خودش براي شما به يادگار گذاشت! خانم "دال"عزيز ! "حوالت تاريخي" بشر در استانبول ، استفراغ بر آمده از مي گساري نيست...پاكيزه حرف زدن هم سخت نيست..فقط كمي تمرين مي خواهد.

حوالت تاريخي استاد شما فرديد هم ، سركار خانم ! يا پريرزوز است و يا پس فردا..ربطي به امروز ندارد.شما نگران پس فردايتان باشيد..امروز فعلن اينگونه است...پريروز كه از دست رفته است..باشدكه همديگر را در آستانه پس فردا ببينيم..البته شايد آن روز ، مغز انسان ها تيتانيومي شده باشد و IT آنقدر پيشرفت كرده باشد كه آدمي را از نقطه a به نقطه b بلوتوث كند...از اين مي ترسم "پس فردا"ي شما ، بخورد به عصر بلوتوث و اوضاع به هم بريزد.

شما بهتر است برويد اول كمي از آن فيلسوف شفاهي تان بخوانيد بعد بياييد اينجا ، به من ، مارك بچسبانيد ،خانم دال، كه هيچ ايميلي نداريد!

۵) بعضي وقت ها ، آدم خوب است ايده هايش را نگه دارد براي خودش و نگذارد پخش شوند...فلسفه را چه به حضور در عرصه شهري؟!

۶) حسي متناقض نسبت به ادامه وبلاگ‌نويسي دارم..يكي دوبار به سرم زده كه اينجا را ببندم.اما به خاطر تناقض همين حس ، بي خيال شده ام.

۷) ايميل حساب ، جواب ندارد.

۸)دارم تند تند ، دنياي سوفي را مي‌خوانم..چقدر اين سوفي باحال است و چقدر سوال هايي كه مي پرسد جاندار!سوفي جان!من هم درباره هيچ چيز قبل از به دنيا آمدنم به" باغ عدن" تصميمي نگرفته ام..باوركن!

دم يكي گرم كه خودش هم مي داند كيست و اين كتاب را به من رساند..درست وقتي كه مي خواستم بروم بخرمش!!

۹) این را که خواندم چشم هایم خیس شدند..شما هم بخوانید!چقدر عاشقانه است!

--------------
پراکنده های پیشین: 131211 - 109 - هشت - هفت - شش -پنج - چهار - سه - دو - یک

شخصی

  Link |


 عطر سنبل ، عطر كاج

چهارشنبه 13 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

يا : براي ۱۳ آباني كه گذشت!

...به نظر می رسد كه هر آمريكايي خاطره خوشي از فرانسه داشته باشد."عجب كافه محشري بو..مزه تارت تاتن هنوز زير زبانم مانده است!"..تا جايي كه مي دانم ، فرانسوا آن را درست نكه بود،اما مردم خوشحال مي شدند اعتبارش را به او بدهند...من هميشه مي گويم:"مي دانيد كه فرانسه يك گذشته استعماري زشت دارد."..ولي اين براي كسي مهم نيست..چون وقتي مردم شوهرم را مي‌ديدند ياد خوشي هايشان مي‌افتند..من را مي بينند ياد گروگان ها(ي سفارت آمريكا در تهران) مي افتند.

عطر سنبل ، عطر كاج، نوشته فيروزه جزايري دوما.ص۴۷

تاریخ و مشاهیر تاریخی

  Link |


 استانبول نامه 8

یکشنبه 10 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

چیزی که در استانبول خیلی به چشم می آید انبوه رستوران هایی است که در گوشه وکنار خیابان ها به چشم می خورد.رستوران هایی که غذاهای مختلفی سرو می کنند..رستوران هايي بسيار تميز و مرتب كه همه خدمه آن لباس هاي سفيد با يقه دوزي هاي قرمز يا آبي پوشيده اند.

اما راستش را بخواهید طعم غذاهای ترک  ، به لذیذی غذاهای ایرانی نیست..رنگ و بویی که غذاهای ایرانی دارد برای خودش مثال زدنی است و بسیاز لذیذ است.به همین دلیل است که رستوران های ایرانی شهرت خاصی در استانبول دارند و در آکسارای چندین رستورات ایرانی وجود دارد و مشتری های ثابت و پایه ای دارند.

اینجا خبری از ادویه جاتی که روی غذا می ریزند تا به غذا طعمی دلپذیر بدهد خبری نیست و آدمی نمی تواند ادعا کند که غذایی که می خورد واقعا خوشمزه است..جز "دونر کباب" که غذای محلی اینجاست ، عذاهای رستوران های استانبول چنگی به دل نمی زند..برنجش تقریبا شفته شده است و حجمی در حدود یک پیاله متوسط دارد...بسیار کم نمک است و باید برای رسیدن به طعم مطلوب نمک زیادی افزود.

اما سوپ هاشان تند است...تندی ای که آدمی را یاد غذاهای هندی می اندازد....تندی سوپ های ترک ، لذت بخش است و آدمی را به بیشتر افزودن فلفل تشویق می کند.

یکی از ویژگی های رستوران های استانبول این است که محلی برای بازی کودکان دارند و اکثر کودکان ، خود را با اسباب بازی هایی که آنجا هست سرگرم می کنند.

پشت مسجدی که در میدان بایزید قرار دارد ، بازار تاریخی استانبول واقع شده است.بازاری که مصداق کامل و بارز جمله "از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود" است.از صنایع دستی ظریف ترکیه که عموما روی مس است و جواهرات مسین شهرتی خاص دارد.از انگشتر و گردن بند گرفته تا خلخال و دستنبد.

بازار استانبول بسیار بزرگ است و جذابیت خاصی دارد...بازاری است بسیار پررونق که به طور قطع یکی از منابع اقتصادی توریسم در این کلانشهر است.

 
بازار استانبول ، عكس از آرشیو شخصی

در خروجی بازار ، پیرمردی را دیدم که با چند گربه بازی می کرد که در نگاه اول فکر کردم ،گربه های خودش و با انها سرگرم شده است ...کمی بعد دختر و پسر جوانی آمدند و یکی از آن گربه های ملوسش را خریدند..در میانه صحبت هاشان شنیدم که از Persian cat می گفتند..

گویی نژاد گربه ها ایرانی بود..گربه ايراني آنگونه كه ميگويند روزگاري تجارتي پرسود داشت و.یادم نمی رود که یک روز از دوست اروپایی ام شنیدم که گفت: Persian cat , Persian female & Persian nuts در دنیا شناخته شده اند!

و من بدم نمی آید دست به تجارت پرسود گربه های ایرانی ببرم..گربه های ایرانی قیمت های بالایی دارند..این را چند وقت پیش هم در سایت e-bay متوجه شدم.

نزدیکی های عید فطر است و کانال های متعدد ترکی برنامه های خاصی تدارک دیده اند...خبری از مفتی ها نیست..برنامه های شادی که بسیار مفرح اند و جذاب.

با توجه به سنی مذهب بودن عموم مردم ترکیه ، روایت هایی در خصوص جایگاه خلفای راشدی نزد پیامبر اکرم در میانه برنامه ها طرح می شود...تقریبا همه کانال ها ترکیه کلیپ هایی از خوانندگانشان پخش می کنند و خبری از تحلیل های سیاسی رایج و تکراری و با نتیجه های تکراری رسانه های ایران نیست.

مسابقه جالبی هم در یکی از کانال های ترکیه در حال اجرا بود با عنوان "وارمیسين ، یوک موسون" 1 ..مهمان مسابقه زنی بود که بعد از مدتها حضور در مسابقه در مرحله نهایی بود و هیجان تعلیق برانیگز زیادی داشت..تا جایی که من هم دچار هیجان شده بودم!

-----------------
پي نوشت:

1) Varmisin Yokmusun

مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 ،استانبول نامه 5 ، استانبول نامه 6، استانبول نامه 7 

گشت نوشت

  Link |


 آیه نور

جمعه 8 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

من خیلی از آیه های قرآن را دوست دارم...این یکی از آنهاست:

خداوند نور آسمانها و زمين است، مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابي قرار گيرد، حبابي شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغني افروخته مي‏شود كه از درخت پر بركت زيتوني گرفته شده كه نه شرقي است و نه غربي (آنچنان روغنش ‍ صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوري است بر فراز نور، و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مي‏كند و خداوند به هر چيزي آگاه است.

سوره نور ، آيه ۳۵(+)

 

Feed

  Link |


 استانبول نامه 7

پنجشنبه 7 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

در قسمت های میانی شهر در بخش اروپایی ، میدانی به نام تاکسیم 1 وجود دارد که در اصل یادمانی است از آتاتورک..اما شنیده های موثقی هم در این خصوص وجود دارد که یکی از افراد حاضر یکی از اضلاع این یادبود چهار ضلعی رضا شاه است.مجسمه ای که تردیدی نسبی در صحن و سقم آن وجود دارد..

وقتی از مدیر محل اقامتمان پرسیدم او توضیح داد که رضا شاه ربطی به تاریخ ترکیه ندارد و ضرورتی هم نیست که مجسمه اش در استانبول قرار داده شود...البته توضیحش به نوعی نبود که قانعم کند.از یک ایرانی هم که به طور اتفاقی دیدمش پرسیدم ، و او گفت که نه! مجسمه شبیه رضا شاه است و او نیست...


ميدان تاكسيم ، عکس از آرشیو شحصی

اما شنیده هایی هم دلالت بر این دارد که این مجسمه رضاشاه است..با همان تیپ و قیافه معروفی که در ذهنمان سراغ داریم. و سر همین مجسمه بود که نزدیک بود روابط تهران آنکارا به چالشی جدی کشیده شود..آن روزها که وزیر فعلی امور خارجه  منوچهر متکی، ، سفیر ایران در ترکیه بود ، نسبت به این مستاله اعتراض کره بود..اعتراضی که پاسخی جز عزم آنکارا برای ابقای این یادمان نداشت.

به هرحال چه مجسمه رضا شاه در این میدان باشد و چه نباشد ، ایرانی ها دوست دارند زیر آن بایستند و با آن عکس بگیرند و شاید تجارب تجدد آمرانه و جمهوری آمرانه ای را بررسی کنند که یکی از سر از دولت احمدی نژاد در آورد و دیگری از دولت اردوغان.

تجدد آمرانه ، اگر امروز وظیفه اش شده است ، تعیین تکلیف برای همه دنیا و ارایه برنامه ها و برنامه ریزی برای اداره بهتر جهان ، جمهوری آمرانه سر از منزلگاهی در آورده است که بیش از هر دولت دیگری در منطقه نقش آفرین است و خود یک پای معادلات است..پایی که همواره در تلاش است به صلاح برداشته می شود ، تا منطقه در بستری آرام و بی هیاهو به سوی رونق گام بردارد.

دولتی که کارمندان افغانی را به کشورش دعوت می کند تا با مبانی مدیریتی آشنا شده تا به دنیای نوین IT جهش کنند و در این میان چقدر برای شهروند ایرانی گزاف است که ببیند دولتش به رغم همه برنامه هایی که برای اداره دنیا دارد نمی تواند نقشی چنین داشته باشد.

البته اين سخن به معناي نفي كوشش هاي رضا شاه در استقرار دولت مدرن نبوده و نيست..چه آنكه اگر نبود همت وي در مقطعي از تاريخ براي بخش هاي اجتماع شايد وضعيت ايران امروز به مراتب پايين تر آني بود كه هست..از اين رو نوشتن همه آسيب هاي وضعيت فعلي به پاي رضا شاه نه منصفانه است و نه منطقي...بحث اخير، بيشتر به همان "خشت اولي" باز مي گردد كه هر دو رهبر گذارند كه ديوار امروز كشورهاشان بالا رفته است.

در هر صورت میدان تاکسیم به باور خیلی ها مجسمه آتاتورک و ر ضا شاه را در خود جای داده است...چهره هایی که تجدد را برای مردمانشان به ارمغان آوردند.

دانشگاه استانبول:

دانشگاه استابول در داخل یک مرکز نظامی تاریخی واقع شده است..آنگونه که می گویند یکی از قلاع دفاعی استانبول در جنگ های متعدد تاریخی بوده است...دانشگاه استانبول بسیار بزرگ است و از قسمت های مختلف شهر در ورودی دانشکده هایش مشخص است.


ورودي اصلي دانشگاه استانبول ؛ميدان بايزيد

کنترل خاصی روی تردد دانشجویان وجود دارد و برای من که خیلی مشتاق بودم یک دانشگاه استانبولی را ببینم این مهم میسر نشد..با اینحال آنگونه که شنیده ام این دانشگاه، از دانشگاه های معتبر آسیا و دنیاست و مدرکش اعتبار خاصی دارد...مدرکی که در ایران بر اساس شنیده ها معتبر نیست.

چیزی که در استانبول آدمی را تقریبا عاصی می کند و به واقع غافلگیر کننده است ، ناتوانی شان در تکلم به انگلیسی است..این مساله وقتی به اوج خود می رسد که می بینی یک دانشجوی این شهر هم نمی تواند یک مکالمه ساده با تو داشته باشد..زجر آور است که وقتی سوالی ساده در خصوص میزان تحصیلات و سن و سال می پرسی چنان در دیکشنری ذهنش دنبال واژگان می گردد که انگار هرگز به این سوال و جوابش فکر نکرده بود.

این قاعده برای مایی که ترکی را کمی تا قسمتی متوجه می شویم به صورت ناقص و نصفه نیمه حل شدنی است..اما فروشندگان تا حدودی با این مساله کنار آمده اند..به طور مثال وقتی در مورد قیمت سوال می شود آنها رقم را روی ماشین حساب وارد می کنند و به طرف مقابل نشان می دهند وی مي گویند:"فیات"؛یعنی قیمت این است.

زبان ندانی آنها برای ما بسیار سوال برانگیز است اما جواب قانع کننده ای برای این مشکل پیدا نکردیم..حتی پزشکان بیمارستان ها هم نمی توانند حتی به صورت کلی منظورتان را درک کنند که حرف حسابت چیست...تنها کسی که توانستم با او یک دل سیر در این شهر حرف بزنم که غیر ایرانی باشد یک افسر پلیس بود که به خوبی انگلیسی حرف میزد و حتی تلاش داشت از واژه های ساده تری برای بیان منظورش استفاده کند.

پليس اينجا به معني واقعي كلمه پليس است و كاري به حريم خصوصي و شخصي افراد ندارد..مي كوشد در شهري كه ميلونها گردشگر را درخود جاي داده است امنيت برقرار كند.پليسي كه در برابر مالياتي كه از مردم گرفته مسئول است و دست از پا خطا نمي كند.

----------------

1)Taksim
2) Fiyat

مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 ،استانبول نامه 5 ، استانبول نامه 6

گشت نوشت

  Link |


 25 سالگی

سه شنبه 5 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

شدم ۲۵ساله!
به همین سادگی و به همین خوشمزگی....

بغض دارم.

--------------
مرتبط:
5 آبان 1363

مرسي بابت تبريك ها...لايق خيلي هاشون نيستم!

شخصی

  Link |


 ساربان

یکشنبه 3 آبان1388 خورشیدی

Tolerant

  

من ِ امروز:

..."که هستم من آن تک درختی، که در پای طوفان نشسته
همـه شـاخـه هـای وجـودش ، ز خشـم طبیـعـت شکسته"...

محسن نامجو ترانه "ساربان"

-----------------
بي ربط:
لنز:شب چراغ

Feed

  Link |


 استانبول نامه 6

چهارشنبه 29 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

[مرتبط:استانبول نامه 5] 
....در صحن بیرونی مسجد سلطان احمد ، نمایشگاه دایمی کتاب برپاست که کتاب هایی با موضوعات مختلف را در معرض دید عموم قرار می دهد.کتاب ها عموما موضوعات مذهبی قرار دارند و بیشتر ، تلاش دارد ، به رابطه انسان و خداوند بپردازد.داستان هایی از بزرگان دینی ترکیه و زندگی پادشاهان عثمانی در مقاطع مختلف تاریخی نیز از دیگر موضوعات یاد شده است.

كتاب هايي در قطع جيبي نيز به چشم ميخورد كه در برگيرنده روايت‌هايي از زندگي و زمانه خلفاي راشدي است...كه به زبان استانبولي منتشر شده اند و كيفيت چاپ بسيار بالايي دارند.عنوان يكي ازاين كتاب ها اين بود:"جناب ابوبكر و ۱۰۰ حكايت از ايشان".

داستان هایی در روایت های مختلف از زندگی مصطفي کمال آتاتورک ۱ و نقش وی در تحولات معاصر ترکیه از عمده ترین ، کتاب هایی است که به وفور یاد می شود.اساسا آتاتورک بین نویسندگان ترک ، بسیار مورد توجه است و شاید بیش از آنکه خود آتاتورک در خصوص اندیشه های خود نوشته باشد ، هوادارن فکری اش به او پرداخته اند.

تصاویر آتاتورک هم در اکثر معابر و گذرگاه های کلیدی شهر به چشم می خورد..برخی از فروشندگان نیز تصاویری از وی را بر مغازه هاشان آویخته اند..در جاكليدها و حتي قاب فندك ها تصاوير آتاتورك خودنمايي مي كند...اين دوست داشتن در بخشي از جامعه رو به افراط گذارده و سبب شده ماجرا لوث شود.

علاقه ترک ها به آتاتورک مثال زدنی است و معمولا افراد کهن سال روایت هایی از وی برای جوانان و مسافران تعریف می کنند..با اين اوصاف به نظر مي رسد آتاتورك براي تركهاي عثماني واقعا "آتا" است.. و به رغم نظريات نويسندگان و كوشندگان فكري اي كه اقدامات آتاتورك را مورد انتقاد قرار مي دهند ، وي سمبل تركيه نوين است.


مصطفی کمال آتاتورک؛ عکس از "شهروند امروز"

کتاب در ترکیه با کیفیت بسیار خوبی چاپ می شوند و طراحی جلد و صفحه آرایی ممتازی دارد و شباهت خاصی به آثار منتشر شده ادبی اروپایی دارد و به دلیل بهره گیری از نوعی کاغذ خاص وزن به مراتب کمتری دارند.به گونه ای شاید وزن یک کتاب 300 صفحه ای از نوع ایرانی اش برابر با دو یا سه کتاب چاپ ترکیه باشد.

قیمت کتاب ها کمی از ایران بالاتر است..به عنوان مثال کتاب شازده کوچولو با ترجمه ترکی ، 14 لیره قیمت داشت یعنی چیزی حدود 9 هزار تومان ولی در وضعیت کلی برای علاقمندان کتاب فضای خوبی وجود دارد..از یکی از ناشران در مورد کتاب هایی که از نویسندگان ایرانی در ترکیه وجود دارد پرسیدم که به چند کتاب از دکتر شریعتی اشاره کرد و چند رمان از آنها که شهره خاص و عام اند..

اشاره کرد که ادبیات سال های گذشته و دهه اخیر در ترکیه مورد اقبال خوانندگان بوده است..نویسندگانی چون مصطفی مستور در این کشور میان اهالی ادبیات شناخته شده است و عباس معروفی با آثارش نیز محبوبیت گروهی از كتاب خوان های ترک را به خود اختصاص داده است.

از یکی شان در مورد "فتح الله گولن"  ۲ از روشنفکران مسلمان ترکیه پرسیدم که در نهایت تعجب من اظهار بی اطلاعی کرد و گفت هرگز چنین اسمی را نشنیده است.هر قدر من توضیح می دادم ، برایش تازگی داشت...نمی دانم می خواست من را سرکار بگذارد یا که واقعا نمی شناخت...

 
فتح الله گولن؛عکس از رادیو زمانه

طبع شخصی من به عنوان یک آدم نیمه فرهنگی در کشور همسایه این است که او مرا سرکار گذاشته باشد..چون نشناختن گولن و میراث فکری اش برای یک فرهنگی ترک ، به زعم من ناخوشایند است.این به این می ماند که یک فرهنگی کسی چون شریعتی ، احمد فرديد و یا نهایتا نام کسی چون دکتر ملکیان را به عمر نشنیده باشد...اين هم عجيب است و هم تاسف آور.

"گولن، یک دانشور مسلمان است که شبکه‌ای جهانی از میلیون‌ها پیرو دارد. او در زادگاهش، ترکیه هم محبوب است و هم منفور...و بين تيره اي محدود از روشنفكران ديني ايران ، شناخته شده است.

از نظر اعضای جنبش گولن، وی رهبری الهام‌بخش است که زندگی تحت آموزه‌های اسلام میانه‌رو تشویق می‌کند. از نظر منتقدانش، گولن برای نظام لائیک ترکیه، یک تهدید است. البته گولن از زمانی که در سال ۱۹۹۹ در پی اتهام تضعیف سکولاریسم به آمریکا گریخته، حضور عمومی نسبتاً کمرنگی داشته است." ۳

با اينحال مردم تركيه اين شانس و اقبال را دارند كه در دو قطب منازعه تجدد و سنت ، تحجر و استبداد ديني لانه نكرده است و حتي مشخص ترين چهره سنتي اش ، مردي است كه طبعي آرام دارد و خويش جذاب..صوفي است و اسلام را با اخلاقياتش تجويز مي كند.۴

سيري كوتاه در آرا و انديشه هاي گولن نشان مي  دهد او بيش از آنكه دغدغه دين داشته باشد ، دغدغه انسان دارد..با آنكه امر مقايسه بين متفكران اعصار و ملل اصولا كار درستي نيست ، اما برخي باورهاي وي تشابه كم سابقهاي به آراي دكتر نصر خودمان دارد...دكتر نصري كه در ينگه دنيا از سنت و مواريث گذشته دفاع مي كند.

او در يكي از كتاب هاي خود تحت عنوان "پرسش هاي شگفت انگيز عصر" در مقام يك شخصيت متدين ، اسلام را معرفي مي كند...با اينحال سكولارهاي تركيه دل خوشي از وي ندارند و او و دار و دسته اش را به عنوان تهديد كنندگان و عاملان تحديد جامعه سكولار تكيه مي شناسند.

در یکی از غرفه ها کتابی درمورد ایران توجهم را به خودش جلب کرد که می خواستم بخرم..اما منصرف شدم.کتاب در خصوص حوادث پس از انتخابات ایران بود.کتابی حجیم بود در حدود 700 صفحه که به بررسی رویدادهای پس از انتخابات پرداخته بود..لوگوی معروف Where is my vote  هم در جلد کتاب به چشم می خورد با تصویری از مهندس موسوی.

طالبين كتاب در تركيه عموما دانشجويان و قشر تحصيل كرده هستند و هر از چندي ، لااقل با توجه به آنچه كه من ديدم ، اقشار عادي كتاب مي خرند.

نكته جالبي كه توجهم را در مترو و تراموا به خود جلب كرد اين بود كه بسياري از جوانان كتاب‌هايي را در در كيف دستي و حتي جيب لباسشان دارند و از هر فرصتي براي مطالعه استفاده مي كنند.

اين قاعده بيشتر ميان جوانان حاكم است تا ديگر اقشار سني...شايد دليل آن همان "جواني" و خصلت مشتركش در همه جاي دنيا باشد!!

با اينحال وضعيت كتاب در اين شهر در چند نقطه اي كه افزون بر مسجد سلطان احمد ديدم خوب و اميدوار كننده است.

-----------------
۱)Mustafa Kemal Atatürk (۱۸۸۱-۱۹۳۸)
۲)Fethullah Gülen +

۳) استخراج از راديو زمانه +
۴) چهار مقاله زير در خصوص تركيه نوين به نظرم خواندني آمد كه مال شهروند امروز مرحوم است..پيشنهاد مي كنم بخوانيد و دقيق هم بخوانيد:[آتاورك مسلمان] و [چرا از دل جمهوي لاييك تركيه اسلام خواهي برخاست؟!]|[عرفی‌گرایی شرقی] و [اسلام‌گرایان لیبرال]

مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 و استانبول نامه 5 ، من رویایی دارم!

گشت نوشت

  Link |


این یادداشت نوستالژیک را به دوست عزیزی تقدیم می کنم که کنار یاهو آیدي اش نوشت:"تلخ مثل زهر مار"!

----------------------
یکبار در یک جمع کوچک دانشجویی سخن از شازده کوچولو به میان آمد و اینکه نویسنده به سبب  تفسیری که از زندگی داشته ، خواسته شازده كوچولوي داستانش موجودي باشد كه ضمن آنكه از يك زندگي شرافتمندانه دفاع مي كند ، كناياني نكوهش مدارانه از بي اخلاقي جامعه اش ، به مخاطب بزند.

در ميان همين مباحثه ، به اين مورد هم اشاره شد كه هر كسي ذاتا با يك مرام و مكتب فلسفي سازگار است و سعي مي كند براي آنكه نيازهاي فلسفي اش را در اين وادي اقناع كند ، به مرور آثار ادبي اين مكتب بپردازد.

از اين رو ، براي كسي كه شيفته روايت هاي سورئال از زندگي است و دوست دارد درمنازعه اخلاق و بي اخلاقي ، اخلاق برنده شود ، داستاني چون شازده كوچولو برايش گوارا خواهد بود..هر اندازه هم كه اين آثار مخالفاني سرسخت داشته باشد و آنرا به اثري براي كودكان تقليل دهند و آنرا هجويه اي رومانتيك در ادبيات بر شمارند.

هم اينان شايد شيفته روايتي كافكايي از زندگي شوند و تلخ كامي هاي زندگي را ازمنظري رئال به تماشا بنشينند و با هر بار خواندن آثار كافكا - به خصوص در آثاري چون "مسخ" و يا "محاكمه" كه به نظرم بهترين هايش است - زندگي را در همين چهار چوب قرار دهند.

با اينحال اين يادداشت ، درمقام دفاع يا طرد يكي و ديگري نيست..اساسا ادبيات دنيايي است كه هر كسي مي تواند تا آنجا كه خودش ظرفيت دارد آن را بهره مند كند و جا در اين وادي پر رمز و راز بر كسي تنگ نيست...نه شازده كوچولو جاي مسخ را تنگ مي كند و نه ضرورتا "محاكمه" ، ما را مجاب مي كند نوستال‍ژي سوزناك بربرباد رفته را فراموش كنيم...

ادبيات شايد تنها عالمي باشد كه تساهل شهروندانش به صورت تمام عيار فراهم آمده است و جوابيه نويسندگان در قالب آثار ادبي شان ، روادارانه ترين و مدني ترين شيوه زندگي را به كرسي نشانده است.

با اينحال مي خواهم به سوال اين يادداشت بازگردم و اين سوال را پيش بكشم كه تلخ كامي في نفسه ، يك تصوير حقيقي از زندگي است يا يك پرستيژ روشنفكري؟

شايد بخش دوم اين سوال كمي عجيب باشد اما تلخ كامي و سياه نگري بخشي از ميراث يك مشي فكري است...به واقع اگر هم فردي تفسيري سياه و تلخ از زندگي اش دارد ، اگر به صورت تام تحت تاثير آراي نويسندگاني كه سياه مي انديشند و تلخ كام بوده اند ، نباشد اما رگه هايي از ترديد هاي آنها را در خود دارد.

بگذاريد در ادامه بحث به اين نكته به عنوان مثال بپردازم:اگر داستان هاي كافكا با همه زيبايي و قدرت در تكنيك شان ، همواره ياد آورد نوعي ياس فلسفي است ، داستان شازده كوچولو ، براي ما ياد‌آور دوست داشتن ، اخلاق ، صداقت، پرهيز از خيانت و نظاير اين است.

تلخكامي هاي كافكا آنگونه كه خود ميگويد برگرفته از زندگي خود اوست..زندگي اي كه به باور خود وي بخشي از داستان هاي اويند...او جايي ميان نوشته هايش مي گويد:"اگر مي خواهيد اين داستان‌ها را بفهميد ،بايد مرا درك كنيد، به زندگي من شخصيت ، رنج ها و خواب هاي من وارد شويد."

مرور زندگي كافكا براي كسي كه مي خواهد كافكا  را بخواند ، بيش از هر امر ديگري لازم است به خصوص براي كسي كه تلخكام است..مقصود از تلخكامي در اينجا بخش وسيعي از واژگان و روحياتي است كه در كنش هاي اجتماعي و فردي ما وجود دارد:بي اعتمادي ، ترديد هاي آميخته با ياس ، قضاوت هاي پيش داورانه در خصوص آينده با پيش زمينه منفي ذهني ، ياس هاي عميق فلسفي ، شكست‌هاي فلج كننده ، اميدهاي واهي ، آرزوهاي بر باد و ....

زندگي كافكا فراز و نشيبي فراوان داشت...البته از آن فراز و فرودهايي كه روح زمانه ، وقايعي را به كالبد او دميدند ، بل ، فراز و فرودهايي كه او در زندگي در برخورد با گزاره هاي زندگي داشت..از وحشت حضور در خانه ، وضعيت نابسامانش در دوران تحصيل ، بي انگيزگي در كار ، هراس از كنار آمدن با ازدواج كه در رابطه اش با فليس و ميلنا ، دو تن از معشوقه هايش به اوج خود رسيده است.

كافكا طي يك زندگي به نظر من تلخ و آزاردهنده ، كه به تعبير خودش "شكنجه ابدي مردن" بود ، داستان "داوري" را مي نويسد و در ديگر داستان هايش تلاش دارد بخشي از رنج هاي روحي خود را باز نماياند.

برايند همه اين داستان ها كه در حقيقت حديث نفسي اززندگي كافكاست ، نشان ميدهد روح او چگونه در مسلخ وقايعي رفته و شخصيتي شايد متزلزل از او ساخته است.

به باور من ، به مسلخ رفتن روح و بر آمدن شخصيت هاي داستان هاي كافكا با آنكه ميراثي گرانقدر بر ادبيات از خود به جاي گذاشت ، اما وقتي شخصيتي چون داستايوفسكي را مي بينيم كه در اوج فقر و فلاكت شريف ترين روابط انساني را عامل مي شود و آنها را به رشته تحرير در مي آورد بايد در خصوص استواري يا سست بودن پايه هاي تلخ كامي ترديد كرد.

به نظر من تلخ كامي تنها بخشي از زندگي است و اگر كسي يا كساني همچون دوست من ، دوست دارد زندگي را از دريچه تلخ كامي ببيند ، تنها بخشي از يك زندگي را مي بيند.بخشي كه شايد نگريستن از آن منظر روشنفكرانه به نظر برسد ، ما در هر حال يك دريچه است..دريچه هايي ديگر نيز به بازمي شوند كه از ما مي خواهند نوع ديگري به آنها نگاه كنيم.

-------------------
سوال:كافكا زندگي را خوب ديده يا تگزوپري؟

شعر و ادبیات

  Link |


 بی عنوان

یکشنبه 26 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

وقتي عشق را تقسيم مي كردند من مشغول كمك به پيرزني بودم كه مي خواست بارش را به منزل برساند …

Quote

  Link |


 استانبول نامه 5

جمعه 24 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

منطقه اصلی محل سکونت ما ، منطقه "فاتح" 1 است...منطقه ای که مسجد زیبای "بایزید" 2 در گوشه ای از میدان زمان افطار پذیرای مهمانش است...مساجد استانبول گنبدها مسطح تری نسبت به مساجد ما دارند .گنبدهاشان در میان تپه هایی زیبای شهر به چشم می خورند و برخی از این مساجد ، با تغییر کاربری از کلیسا به مسجد تبدیل شده اند.


مسجد بایزید ؛عکس از ویکی پدیا

یکی از این مساجد مسجد ایاصوفیه 3 است که گفته می شود بزرگترین مسجد جهان اسلام است.ادعای بزرگترین مسجد جهان اسلام را یک مسجد دیگر در مصر (مسجد احمدبن طولون)دارد...ادعای دیگری نیز حضور برگترین را به مسجدی در بغداد نسبت می دهد که بیش از 24 هزار مترمربع فضای مسقف دارد.


مسجد اياصوفيه؛عکس از chtn.ir

مسجد ایاصوفیه مشخصا یک مسجد تغییر کاربری یافته است..فضای این مسجد شباهت کم سابقه ای به یک کلیسای مسیحی دارد..مناره های کوچک درگوشه و کنار ساختمان نشان از کلیسا بودن این مسجد در گذشته دارد... . پس از فتح استانبول، سلطان محمد دوم دستور تبدیل کلیسای ایاصوفیه را به مسجد داد.

یکی دیگر از مهمترین مساجد ترکیه و استانبول ، مسجد سلطان احمد 4 است که مسجدی است با شش گنبد..مسجد یاد شده روبروی مسجد معروف ایاصوفیه قرار دارد.پادشاه وقت عثمانی  برای نشان دادن توان معماری حاکمیت خود ، این مسجد را ساخته است که به نوعی امکان چانه زنی در برابر ایاصوفیه داشته باشد.


مسجد سلطان احمد ؛عکس از ویکی پدیا

این مسجد طی سالهای ۱۶۰۹ تا ۱۶۱۹ به دستور سلطان احمد اول بنا شد و به همین دلیل پس از مرگ وی مسجد را مسجد سلطان احمد نامیدند. وی در همین مسجد دفن شده‌است. این مسجد در قدیمی ترین بخش استانبول واقع شده که این منطقه در قبل از سالهای ۱۴۵۳ (میلادی) مرکز قسطنطنیه، پایتخت امپراطوری بیزانس، محسوب می‌شد.

البته شش گنبده بودن این مسجد برخی احساسات تندروهای وهابی را هم برانگیخته است.از آنجا که اولین مسجد شش گنبده جهان اسلام در بیت الله الحرام واقع شده است ، افراطیون مذهبی ، بر این باورند که ساخت این مسجد در حقیقت توهین به مسجد پیامبر اکرم و خود ایشان است.

ادعایی که مشخص نیست چه خط و ربطی به هم دارند؟!

مساجد استانبول تقریبا بدون استثنا در میان یک باغ بزرگ قرار دارند که فضای سبز بکری دارند...در بخشی از این مساجد محل مشخصی برای وضو دارند و نمازگران برای وضو گرفتن به طور کامل پاها و صورت خود را می شویند...به این ترتیب که روی صندلی ای می نشینند و با وسواسی خاص دست ها ، صورت ، پاها و بینی خود را می شویند..این باعث می شود که بوی آزار دهنده ای که آشنا به مشام همه مساجد ایران است هرگز به مشام نرسد و پاکیزگی خاصی داشته باشند.

مسجد سلطان احمد همان مسجدی است دو رییس جمهور معروف در آن حضور پیدا کرده اند...راهنمای تورمان وقتی اوباما را به عنوان یکی از این دو رییس جمهور معرفی کرد که در این مسجد درمورد نقش اسلام در تمدن امروز سخنرانی کرده است ، مهمانان ذوق کردند ولی وقتی از احمدی نژاد را به عنوان دومین رییس جمهوری معرفی کرد که در اینجا حاضر شده است ، خیلی ها هو کشیدند...نمی دانم برای احمدی نژاد بود یا برای تور لیدرمان که اسمش مسعود بود!

در داخل مسجد سلطان احمد ، بخشی وجود دارد به نام مرکز راهنمایی اسلامی.این برای آن دسته از علاقمندانی ایجاد شده است ساخته اند که مایلند در خصوص اسلام اطلاعاتی کسب کنند..برای سر درآوردن از محل سرک کشیدم و دیدم چند جوان خوش پوش که ابدا شباهتی به مبلغان دینی با تعریف موجود در ذهنمان ندارند ، نشسته اند و با چند توریست صحبت می کنند.

احساس شخصی من این است که اسلامی که اینجا معرفی می شود ، باورش هم برای مخاطب راحت تر است و هم بیانش برای کسی که توضیح می دهد..چون ممکن است مخاطب بپرسد اسلام در مورد پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی چه نظری دارد ؟

و ممکن هم هست جوابی این گونه بگیرد که:اسلام کاری به این ندارد...شما می بینید که در ترکیه به رغم آنکه حاکمانش مسلمان اند اما رونق اقتصادی جریان دارد و این دو مانعی برای رشد همدیگر در سپهر عمومی جامعه نیستند.

برای مخاطب هم باورش دشوار نخواهد بود..چون خواهد دید جدا بودن دین و دولت از همدیگر یعنی چه و مسلمان بودن در سپهر کار سیاسی یعنی چه...مخاطب باورش خواهد شد که اینجا دین یک نقش معنوی دارند تا یک نقش مفتشانه و نهایتا آنکه دین پاسبان اخلاق است و این قاعده ، یعنی همزیستی مسالمت آمیز دین و دولت ، توانسته رشد اقتصادی کلانی را برای ترکیه رقم بزند...رشدی معادل چند میلیارد دلار در سال و این یعنی توان یک چانه زنی مقتدرانه در عرصه بین المللی.

در داخل مسجد دختران جوانی با چادری سفت و محکم ، حضور دارند و نشریات تک صفحه ای را توزیع می کنند..تنها جایی که ازشان پیداست چشمان شان است که از پشت یک چادر سیاه و ضخیم دیده می شود.آنها هم مبلغ دینی اند..وقتی یکی از آنها از من خواست تا در مورد اسلام با من صحبت کند ، خیالی مودبانه امتناع کردم و او هم خیلی منطقی راهش را کشید و رفت..نه هیاهو راه انداخت و نه کسی آمد که از من استنتاق کند چرا او را راندی؟!

بازهم فکر می کنم که دولت سکولار ترکیه به قدر کفایت ساختارها برای مدارای شهروندان و مهمانانش را فراهم کرده است..هیچ کس در این میان آزرده نیست..حتی مفتی مسجدی که دارد از حلال و حرام صحبت می کند.

گاندی در جایی می گوید:"خداوند مذاهب گوناگون را آفریده است ، همانگونه که پیروان این مذاهب را...بنابراین من چگونه می توانم در درون خود ، خودم را متقاعد کنم که مذهب همسایه من ، پست تر از مذهب من است و آرزو کنم او به مذهب من در آید؟ اگر من واقعا نسبت به دوستم امینم ، می توانم این آرزو را بکنم که زندگی او به طور کامل با مذهب خودش هماهنگ باشد.قلمروهای متعددی در حیطه فرمانروایی خداوند وجود دارد و همه آنها به یک اندازه مقدس اند."۵

 ------------------------------------

1)faith
2)Beyazıt(Bayezid)
3)Ayasofya
4)Soltan Ahmad


۵) گاندی و ریشه های فلسفی عدم خشونت ، رامین جهانبگلو ص 17

مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 ،استانبول نامه 4 و من رویایی دارم!

گشت نوشت

  Link |


 سقف

سه شنبه 21 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

زیر این سقف با تو از گل از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو میگم و دوباره می گم

فرهاد مهراد ،ترانه سقف

Feed

  Link |


 استانبول نامه 4

دوشنبه 20 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

سیستم ترابری درون شهری استانبول برای خودش سازمان عریض و طویلی است با همه آنچه به عنوان وسیله نقیله عمومی شناخته می شود..از مترو و تراموا گرفته تا کشتی و اتوبوس هادی و تندرو موسوم به (BRT) و انبوه تاکسی ها...مسافران را از این سوی بزرگترین شهر ترکیه به آنسوی ان می برند.

تونل ۱۸۷۵ استانبول اولین خط مترو در اروپا و دومین خط مترو در جهان پس از متروی لندن است که در سال ۱۸۶۳ ساخته شده بود.


عکس از ویکی پدیا

کشتی های وابسته به سیستم ترابری شهرداری استانبول ، در حکم یک اتوبوس دریایی برای انتقال مسافران از بخش اروپایی به آسیایی و بالعکس هستند و جز توریست هایی که برای سردر آوردن از این سامانه ترابری از آن بهره می بردند شهروندان استانبولی نیز برای امور کاری خود ، از آن استفاده می کنند.

البته در این بین هستند لنج هایی که اختصاصی اند و ملوانانی که به صورت اختصاصی کار می کنند کار سرویس دهی روی آب را انجام میدهند..این لنج ها ، عموما در داخل فضای خود یک غذاخوری کوچک دارند و تا مسیرهای معین شده مسافران را روی دریا بچرخاند..قیمت این لنج ها کمی بالاتر از کشتی های وابسته به بلدیه استانبول است.


عکس از خبرگزاری مهر

کشتی های موجود ، معماری داخلی شیک و زیبایی دارند و تمام وقت در داخل کشتی نوشیدنی و غذاهای مختلف سرو می شود.کلیه خدمه داخل کشتی ها لباس فرم پوشیده اند و اتیکت هویت خود را به سینه الصاق کرده اند.

هزینه سرویس دهی برای هرسرویس از هر سیستمی که استفاده شود ، مبلغی معادل یک و نیم لیره ترکیه۱ است..مبلغی در حدود هزار تومان به پول خودمان...کلیه ترددها با ژتون های فلزی و پلاستیکی یکدست انجام می شود و این مزیت را دارد که هم هزینه نشر بلیط برای شهرداری محفوظ بماند و هم این ژتون ها به سرمایه ای در گردش تبدیل شود.


ژتون مترو و تراموای استانبول

به دلیل ارزان بودن نسبی تراموا ، اتوبوس و مترو است که عموم مردم برای سفرهای درون شهری از این وسایل بهره می برند و وسال نقلیه تک سرنشین نیز در این میان بسیار کم به چشم می خورند.

مجموعه این عوامل دست در دست هم داده اند تا وضعیت کلی هوای استانبول مناسب و کم آلوده شود...سیستم ترابری درون شهری وابسته به شهرداری استانبول است که مشخص است وظایف خود را در همه عرصه های شهرداری انجام داده است.


نقشه ترابری درون شهری استانبول:نقشه بزرگ

شهرداری استانبول ۲ "شعار ، "زندگی من ،استانبول است" را سرحوله کار خود قرار داه است...استانبول با فعالیت های دقیق شهرداران مناطق استانبول یک شهر ایده آل برای زندگی است و جز موارد معدودی از ناکارآمدی هایی که در همه کلانشهرها به صورت ذاتی وجود دارد ، این شهر به شهری مناسب برای زندگی مناسب تبدیل شده است.

Change کردن پول در استانبول ساده تر آن چیزی است که تصورش می رود.مراکزی در خیابان ها و مراکز خرید ترکیه وجود دارند که نقش صرافی را ایفا می کنند و با درصد پایینی ، اینکار را انجام دهند.این مراکز döviz نام دارد و برخلاف صرافی های ایرانی ، تنها کار خود را انجام میدهند و سر صحبت را باز نمی کنند تا مگر به سود دوستی ای که ایجاد شده است درصدی بالاتر اخذ شود.

قیمت ارز در تابلوهای دیجیتالی همه روزه به روز می شود و عموم صرافی ها با ارزی که تحویل می دهند ، فاکتوری هم میدهند که نشان میدهد به عنوان  مثال برای 50 دلار چند لیره پرداخت کرده اند.این بدان معناست که نشان دهد ، ارز امریکایی با چه نوع اسکناس های ترکی مبادله شده است.

قیمت ها در استانبول در نوع خود مناسب است متاسفانه به دلیل افت ارزش ریال توان خرید و مانور اقتصادی مسافران ایرانی کمتر است..با اینحال می شود با قناعت ، خوب گشت و چرخید و لذت برد..

هزينه بالاي زندگي در ترکيه و نياز مردم به کار دائمي باعث نشده است که شهروندان ترک در لاک مشکلات خود فرو روند و  نمي توان علائم فشارهاي عصبي و خستگي شهرهاي ايران را در اين شهر مشاهده کرد....زندگي ، در كار و تفريح جمع بسته شده كه توازن اين دو ، انسان قرن 21 را به افسردگي هاي مزمن نكشاند.

-----------------------------
پی نوشت:
[1] . هر لیره معادل شش هزار و 350 ریال است.(قیمت وقت ارز)
[۲] . وب سایت شهرداری استانبول

مرتبط:
استانبول نامه1 ، استانبول نامه 2 ،استانبول نامه 3 

گشت نوشت

  Link |


 حرف مفت-4

شنبه 18 مهر1388 خورشیدی

Tolerant

  

اي روزگار!
دست از سر پرپشتمان ما بردار...كچلش مي كني!...ما مدت‌هاست دنيا را واگذارده ايم به "كه" و "مه" كه خوش باشند و ما نيز خوش!...بگذار اين دم آخري كه فكر كنم ، يك ۲۰-۳۰ سالي ازش مانده ،خوش بگذرد...جان مادرت!

روزگار جان!
اين همه عمر كرده اي ، چسبيده‌اي به من دريوزه؟!كه چه شود...دلت خوش است هااا!

----------------
مرتبط:
حرف مفت 1 - حرف مفت- 2 - حرف مفت 3

Quote

  Link |